آوای دلتنگی | فاصله میون ما قد نفس کشیدنه ... اس ام اس , فال , مدل , عکس , ترول
زنى سه دختر داشت كه هر سه ازدواج كرده بودند. يكروز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى كه دامادهايش به او دارند را ارزيابى كند.

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

يكى از دامادها را به خانه‌اش دعوت كرد و در حالى كه در كنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود كرد كه پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يك ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پاركينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود:

«متشكرم! از طرف مادر زنت»

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

زن همين كار را با داماد دومش هم كرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يك ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت كه روى شيشه‌اش نوشته بود:

«متشكرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تكرار كرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جايش تكان نخورد.
او پيش خود فكر كرد وقتش رسيده كه اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

فردا صبح يك ماشين بى‌ام‌و ي كورسى آخرين مدل جلوى پاركينگ خانه داماد سوم بود كه روى شيشه‌اش نوشته بود:

"متشكرم از طرف پدر زنت"

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:53  توسط avayedeltangi  | 

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

مرد روی زمین: "بله، شما در ارتفاع حدوداً ۷متری در طول جغرافیایی " ۱٨'۲۴ﹾ۸۷و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ۳۷هستید."

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید!

مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

مرد بالن سوار : "چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.

مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقيق هم به دردتان نميخورد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:52  توسط avayedeltangi  | 

پسرهای امروزی

داداشم از بس رفته خواستگاری خسته شده. اومده به مامانم می گه یه دختری رو خودم زیر نظر دارم. به شرطی که زیاد سوال درباره اش نپرسین. فقط 5 تا سوال می تونید بپرسید. مامانم می پرسه:‌ پسرم این دختره کیه؟ اسمش چیه؟ باباش چه کاره است؟ کجا با هم آشنا شدین؟

داداشم می گه: شد 4 تا سوال. فقط یه دونه دیگه می تونین بپرسین.

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس


 

طویله

داداشم رفته خواستگاری. دختره پرسیده شما از بین یه دختر شهرستانی و یه تهرانی کدوم رو بیشتر ترجیح می دین؟ داداشم گفته: بستگی داره. به نظر من آدم توی هر طویله ای که بزرگ شده، باید بره از همون جا زن بگیره.

دختر بغض کرده. به داداشم گفته:‌ واسه تون متاسفم. بعد از اتاق گذاشته اومده بیرون.

 

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل


صداقت

داداشم رفته خواستگاری. واسه دختره تعریف کرده که من توی زندگی به صداقت خیلی اهمیت می دم. بعد خودش یه هویی جو گیر شده. گفته:‌مثلا من خیلی صادقانه بگم. خودم دیشب برای اولین برار رفتم یه پارتی که تجربه کنم ببینم این پارتی چه جور چیزیه . نمازم هم صبحش قضا شد.

دیروز از خونه دختره زنگ زدن. می گن:‌ ما به پسر لاابالی که هر شب می ره پارتی، نمازش هم قضا می شه دختر نمی دیم.

 

 

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

لوس بازی

داداشم رفته خواستگاری. از دختره خوشش اومده. وقتی دختره داشته حرف می زده، خیار و پرتقال ظرف دختره رو برداشته پوست کنده. نمک زده و بهش تعارف کرده.

می گه: دختره از این حرکت من خیلی خوشش اومد.

بهش می گم: بدبخت زن ذلیل. توقع کاذب ایجاد نکن.  فردا اون زن لباس هاش رو پرت می کنه جلوت مجبورت می کنه همش رو بشوری.


 

توجه

داداشم رفته خواستگاری. دختره گفته:‌ من می خوام بپرسم شما به این کتاب هایی که پشت سر من چیده شده و نشاندهنده علائق و سلائق منه توجه کردید؟

داداشم گفته: راستش من به خدا شما هم خیلی توجه نکردم. چه برسه به کتاب های پشت سرتون.



مسلمون خشک

داداشم رفته خواستگاری. دختره کلی از اعتقادات مذهبی اش تعریف کرده و در عین حال گفته : البته ما از این مسلمون های خشک نیستم که لب به مشروب نزنیم.

ظاهرا مسلمون خیس بودند ایشون !!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:51  توسط avayedeltangi  | 

یکی از رفقا که مدت زیادی نیست که به سمت استادی یکی از دانشگاههای تهران خودمون نائل اومده نقل میکرد که ... :

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

سر یکی از کلاس هام توی دانشگاه ، یه دختری بود که دو ، سه جلسه اول ،ده دقیقه مونده بود کلاس تموم بشه ، زیپ کوله اش رو میکشید و میگفت : استاد ! خسته نباشید !!!

البته منم به شیوه همه استاد های دیگه به درس دادن ادامه میدادم و عین خیالم نبود !

یه روز اواخر کلاس زیر چشمی میپاییدمش !

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

به محض این که دستش رفت سمت کوله ، گفتم : خانوم !!! زیپتو نکش هنوز کارم تموم نشده !!!!!

همه کلاس منفجر شدن از خنده ،

نتیجه این کار این بود که دیگه هیچ وقت سر کلاس بلبل زبونی نکرد!!!!

هیچ وقت هم دیگه با اون کوله ندیدمش توی دانشگاه !!!
.

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

.
.

.

نتیجه اخلاقی : حواستون جمع استادای جوون دانشگاه باشه !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:49  توسط avayedeltangi  | 

داستانی که در زیر نقل می شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

چاره ای نداشتیم. همۀ ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، ما به یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل


عمو سبزی فروش! . . . بله
سبزی کم فروش! . ... .. .. بله
سبزی خوب داری؟ . . بله
خیلی خوب داری؟ .. . . بله
عمو سبزی فروش! . . . بله
سیب کالک داری؟ .. . . بله
زال زالک داری؟ . . . . . بله
سبزیت باریکه؟ .. . . . . بله
شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله
عمو سبزی فروش! . . . بله


اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می دانستیم، با هم تبادل کردیم اما این شعرها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند.
بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه ها، عمو سبزی فروش را همه بلدید؟ گفتند: آری.
گفتم: هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچه ها گفتند: آخر عمو سبزی فروش که سرود نمی شود.
گفتم: بچه ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی فروش... بله. سبزی کم فروش... بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله» فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم.
بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم. همۀ شعر را نمی دانستیم. با توافق هم دیگر، «سرود ملی» به این صورت تدوین شد:

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند به طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:49  توسط avayedeltangi  | 

همی شیخ به پاره‌ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز معتکف بشدندی.

مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس


عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل  شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از «اینترنت پرسرعت Dial UP ایران»

مریدان همی نعره‌ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی...


فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:48  توسط avayedeltangi  | 

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ماهی تابه می کوبه تو سرش.

مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟

زنش جواب میده:

به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود
مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود. زنش معذرت خواهی می کنه و میره.


نتیجه اخلاقی 1: خانمها همیشه زود قضاوت می کنند

.
.
.
.
.
.

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل



سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ

دوباره می کوبه تو سرش !

بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس


زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود!


نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حس می کنن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:47  توسط avayedeltangi  | 

خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد.
پرسید : چیکار میکنی؟
همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم!
آه چند تا کشتی؟
پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟

عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل

شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن!!

فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:45  توسط avayedeltangi  | 

نمي دانم اسمش را چه واژه و لغتي بگذارم، چشم زدن، بدشانسي، قدم نحس و شوم، هنوز هم خودم پي نبرده ام. سال سوم راهنمايي بودم كه متوجه اين موضوع شدم. روزي كه به بغل دستي ام سركلاس رياضي گفتم: چه خودكار قشنگي داري! در همان لحظه از دستش افتاد و گويي كه از دماوند افتاده باشد، تكه تكه شد.

اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

در بازي فوتبال در هر تيمي كه بازي مي كردم، هميشه باخت از آن ما بود و جالبتر اين كه طرفدار هر تيمي بودم يا مي باخت يا بازيكنانش به شدت مصدوم مي شدند.



در خدمت سربازي دسته اي كه من در آن بودم هميشه تنبيه مي شد. بعد از خدمت آثار اين موضوع وخيم تر شد.
در خيابان چند نفر ماشين هل مي دادند. من به كمك آنها رفتم. تا دستم بدنه ماشين را لمس كرد، سمت شاگرد ماشين كاملاً در جوي آب افتاد و در زاويه 45 درجه قرار گرفت. حتي نزديك بود كه واژگون شود!

يك روز وقتي به خانه دايي ام رفتم، متوجه شدم كه يخچال فريزر زيبا و گرا نقيمتي خريده است. گفتم: مبارك باشد. تا دوشاخه آن را به پريز برق زدند، دود آبي رنگي از پشت يخچال بلند شد و بوي سوختگي خانه را فرا گرفت. همه چپ چپ نگاهم مي كردند، چون سوختن يخچال را از چشم من مي دانستند. دايي ام در حالي كه به زور جلوي عصبانيت خود را گرفته بود، به من نگاه غضبناك و خشني كرد و گفت: هنوز اولين قسط رو پرداخت نكرده ام، يخچال ناكار شد. و يا روزي كه به خانه عموي بزرگم رفتم، تا وارد شدم و بعد از سلام گفتم: زن عمو ناهار چي دارين؟ صداي تركيدن زودپز روي اجاق گاز، كه مانند انفجار بمب بود، همه را وحشت زده كرد. آشپزخانه با تمام وسايلش به كلي خسارت ديده بود. متوجه چرخيدن سر همه به طرف خودم شدم. زن عمويم كنترلش را از دست داد و درحالي كه دست مرا گرفته بود و به بيرون از خانه هدايت مي كرد، گفت: ديگه ناهار نداريم، شرّت رو كم كن!!


عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل


و يا اين كه يك روز وقتي از خانه خارج شدم، متوجه دوستم شدم كه كاپوت ماشينش را نزديك خانه ما بالا زده و با موتور آن ور مي رفت. وقتي مرا ديد پشت ماشين خودش را مخفي كرد. اهميت ندادم و به طرفش رفتم. بعد ازتماشاي موتور به او گفتم كه موتور ايراد ندارد فقط سر باتري كثيف است. وقتي كه كارش تمام شد با اضطراب و دلهره ماشين را روشن كرد. لحظه اي كه صداي كاركردن روان و يكنواخت موتور را شنيد، با خوشحالي و تعجب فرياد كشيد: پسر، تو بالاخره طلسمو شكستي، ديگه قدمت نحس نيست! و به راه افتاد. هنوز چند متري را طي نكرده بود كه صداي تق و توق موتور بلند و ماشين در جايش ميخكوب شد. پياده شد و در حالي كه با هر دو دست بر سر خود مي كوبيد، به دنبال پيدا كردن سنگ بود كه به طرف من پرتاب كند. به ناچار فرار كردم. موتور ماشين ياتاق زده بود و هزينه اي گزاف به او تحميل شد.
از اين گونه اتفاقات نحس و شوم صدها خاطره دارم كه حتي يك رمان براي نوشتن آنها كم به نظر مي رسد. ديگر به اين نتيجه رسيده ام و يقين دارم كه نه تنها براي جامعه مفيد نيستم، بلكه مضر و خطرناكم. بعضي ها نامم را زلزله گذاشته اند وعده اي نيز ام الشرصدايم مي كنند. شهره خاص و عام شده ام. تا از خانه بيرون مي روم، كوچه و خيابان خلوت مي شود. برايم ثابت شده است كه براي حفظ آرامش و امنيت مردم بهتر است در خانه بمانم. اكنون چند ماه است كه كاملاً در خانه تنها هستم.

گاه گاهي براي انجام كارهاي ضروري، شبانه از خانه خارج مي شوم.بعضي اوقات حتي از پنجره كه بيرون را تماشا مي كنم، باعث زمين خوردن افراد، يا افتادن وسايل از دستشان مي شوم. ديگر به پنجره هم نزديك نمي شوم. تلويزيون كهنه و سياه و سفيدي در اتاق تمام اوقات مرا پر كرده است واغلب مشغول تماشاي آن هستم. وقتي در سريا لها، عروسي يا نامزدي به هم مي خورد، يا تصادفي رخ مي دهد و يا در يك فيلم جنگي كساني كشته مي شوند، اين سؤال به ذهنم مي رسد كه آيا فيلم همين طور درست شده، يا به خاطر تماشاي من اين اتفاقات روي مي دهد. ديگر مي ترسم كسي را تماشا كنم و با فردي حرف بزنم، حتي خانواده ام. ترسم از اين است كه خسارات مالي جايش را با صدمات جاني عوض كند. صبحانه، ناهار و شام را از لاي در نيمه باز تحويل مي گيرم و ليست چيزهايي را كه لازم دارم روي كاغذ مي نويسم و از زيردر به بيرون مي فرستم.


فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ


اين زندگي جديد من است و بايد خودم را با آن وفق دهم. شايد روزي اين طلسم شكسته شود و بتوانم با دنياي بيرون از اتاق دوباره ارتباط داشته باشم. الان شما كه اين مطالب را مي خوانيد، اميدوارم كه برايتان حادثه بدي رخ ندهد !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:44  توسط avayedeltangi  | 

شاعر بنده حقیر ا م ی ر ــدلتنگـــ ایوان ن ج ف
(دوستان اگه کسی میخواد شعرارو کپی کنی مشکل نداره فقط ممنون میشم اگه با اسم شاعرش باشه..ممنون)
یارب چه می شد مرا پاکــــــــــم کنی
به عرش رسانی و خاکــــــــــم کــنی
کاش غلام خـــــــوبـــــانــــــت شوم فال تاروت , فال انبیا , فال انبیاء , فال حافظ
شاگرد کلاس پـــــــاکــــــانـــت شوم
خسته ام از تو خواهم یک خم شراب
میخواهم از عشقت تا ابد شوم خراب
گناه میکنیم و از تو خجالت نمی کشیم
از تو کرم می رسدو باز آدم نمی شویم
تو مرا میخوانی و من دلـــم پیش دگر
تو مرا اجابت میکنی و دستم پیش دگر
هزاران گناه کردم و دلـــــم خسته نشد عکس عاشقانه , عکس خنده دار , ترول , مدل
هزاران خطا کردم و در لطفت بسته نشد
یا رب ای که با محبت تـــر از پـــــدری
عشق تو والا تر از عشق مــــــــادری
می خواهم از تو که رهایـــــم نکنی
خسته ام از گناه بی پنـــاهــم نکن اس ام اس عاشقانه جدید , اس ام اس عاشقانه خنده دار , اس ام اس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 21:43  توسط avayedeltangi  |