|
آوای دلتنگی فاصله میون ما قد نفس کشیدنه ... وقتی دل غریب من شما رو فریاد میزنه
|
سلام آقا حال همه ی ما . . . خوب است ؟ می بینی اینجا نان را به قیمت جان می خورند هوا کم می آوریم برای نفس کشیدن آخر آن هم پولی شده است همین دیشب بود که در صف بنزین یک نفر گازش را داد و با باک پر فرار کرد مگس هم در جیب پر نمی زند اما بچه که این را نمی فهمد . . . پول هفتگی اش را می خواهد فقط در عجبم با این همه ناله چرا آخر هفته ها جاده ی چالوس جای سوزن انداختن نیست؟ شاید آنها از سیاره دیگری آمده اند از ما بهتران که می گویند آنهایند شاید می بینی همه شاکی اند زندگی سخت شده آقا جان دیگر کسی جمعه ها را یادش نیست اصلا روزها را فراموش کرده ایم راستی . . . امروز چند شنبه است ؟ [ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:11 ] [ // باران // ]
[ ]
چقدر ترک میخورد پوسته ی دلتنگی هایم
با هر امیدی وصله اش میزنم باز گشوده میشود از هم
انگار خودم هم باورم شده این انتظارها پایانی ندارد . . . [ دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 ] [ 11:28 ] [ // باران // ]
[ ]
احساس میکنم باز محرم شده است حالم شبیه روزهای قبل نیست اما ... قامت راست کن بانو مرد قصه تنها می ماند بی تو و بدترین درد یک مرد تنهایست بی همزبانی است قامت راست کن بانو دنیا بی تو سراب است برای مرد قصه بوی محرم می اید ... و حالا یه هفته میشود که نیستی حال من حال مرد قصه است و درد دل هایم را پیاده روها میدانند من همه غصه ام همیشه قصه ی مرد بوده است نبود مرد قصه و روزگار بی مرد روزگار بی مولا قصه ی هر روز من است سید علی ضیا
[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 22:46 ] [ // باران // ]
[ ]
عجیب است چقدر احساس سرما میکنم زیر این بارش بی هوای بهاری خودم هم نمیدانم راز این سرما از کجاست بگذار کمی فکر کنم . . . آه به گمانم همان روزی که دیگر نگاهت را ندیدم جسم خسته ی من گرمایش را به راه رفته ی تو بخشید شاید . . . [ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 18:35 ] [ // باران // ]
[ ]
سپردی دست کی پیراهنت رو
که یه عمره برامون نمیاره چه بوی نرگسی می پیچه اینجا اگه این باد سرگردون بذاره . . . [ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 19:57 ] [ // باران // ]
[ ]
اینجا پر شده از صفحاتی که ابتدایش اینگونه آغاز میشود :
" وبلاگ هواداران ... " برایم مهم نیست ، هرکه میخواهد باشد تا زمانی که این جای خالی با اسم تو پر شود منتظر میمانم ...
[ شنبه نوزدهم اسفند 1391 ] [ 13:41 ] [ // باران // ]
[ ]
دیشب بعد از چند سال این آهنگو از گروه آریان گوش کردم. اشکمو در آورد. آهنگی که خاطرات دوران راهنماییم و برام زنده کرد. یادش بخیر اون روزا چه عالمی با دوستام داشتم.
جای لبخند اقاقی بین گلهای تو باغچه گل لبخند تو مونده توی عکسای رو طاقچه هنوزم ... عطر تو داره در و دیوارای خونه حتی گنجشکای خونه میگیرن بی تو بهونه چه سکوتی داره خونه بعد گریه های آخر واسه گرمای نگاهت دل من تنگه مسافر دل خسته م بی قراره ، بی قراره توی سینه م نمیخوابه تا که حتی بشه خوابت رو ببینم کی میشه وقت رسیدن وقت دیدار دوباره روی ماه تو رو دیدن وقت لبخند ستاره چه سکوتی داره خونه بعد گریه های آخر واسه گرمای نگاهت دل من تنگه مسافر [ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 13:58 ] [ // باران // ]
[ ]
هوا بارانی ست
دلم بغض دارد بی تو کسی حالم را نمیداند لبخند میزنم ... اما تلخ این تبریک ها برایم تو ... نمی شود خوب میدانم تنها با دستان گرم تو روز میلادم بهترین روز دنیا می شود [ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ 11:54 ] [ // باران // ]
[ ]
گفته بودی می آیی یادم نبود ... آن موقع که این حرف را میزدی نگاهت سوی دیگر بود ... قلم را زمین بگذار این دلنوشته ها دردی را از ما دوا نمیکند عزیز دلم! تنها باری اضافه بر چشمانمان میگذارد ... غمباد گرفته ام اینجا مگر وسعت دلتنگی تو چقدر است که قلب هم با این بزرگی تاب به دوش کشیدنش را ندارد
// باران // [ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 11:16 ] [ // باران // ]
[ ]
دلسرد نشو از عشق / از بختی که خوابیده افسانه ی ما روزی / دنیا رو تکون میده درها رو به روی بغض / با همدیگه می بندیم یه روزی به امروز و / این فاصله می خندیم عمری اگه باقی بود / فردا رو اگه دیدیم با شهرت این احساس / دنیا رو تکون میدیم دنیا رو تکون میدیم / اینجوری که دل بستیم این حرف کمی نیست که / ما عاشق هم هستیم امروز و مدارا کن / لبخند بزن بازم من این توئه غمگین و / انگاری نمیشناسم یه زندگی می ارزه / لبخند تو رو دیدن وقتی که تو میخندی / دنیا رو بهم میدن لبخند بزن دنیا / اینجوری نمی مونه ما سهم همیم اینو / این فاصله میدونه
[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ 10:47 ] [ // باران // ]
[ ]
|
|
| [قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |